بالاخره من لایق موفقیت هستم یا نه؟!

در حین اجرای پروژه بزرگ زبان رمزی که حدود یک سال طول کشید با یکی از رفقا در مورد پروژه با هم گپ و گفت داشتیم. به خاطر دارم در ابتدای کار ما روزی بین ۶ تا ۸ کلیپ تصویربرداری داشتیم و از آن‌جا که کارگردانی کار با من بود و باید ۵ نفر (بعضی روزها ۸ نفر) را مدیریت می کردم، به این موضوع خیلی فکر کردم که چطور بازدهی را بالا ببریم و تعداد ضبط ها را بیشتر. بالاخره از روزی ۸ عدد رسید به روزی ۴۰ عدد کلیپ.
بعد از بدست آوردن این موفقیت بزرگ در مدیریت ماجرا و بالا رفتن اعتماد به نفسم به خودم گفتم: «آفرین تو لایق تبدیل شدن به یک مدیر حرفه‌ای رو داری.» پس رفتم پیش همان رفیقم و با شوق و اشتیاق به او گفتم :« با مدیریت درست و بهینه، تصویر‌برداری هامونو از ۸ کلیپ رسوندیم به ۴۰ تا.» دقیقا به یاد دارم بهم گفت: «خوبه! اما میدونی؟! مدیریت باید توی خونت باشه، مدیریت یک مساله‌ی ذاتیه. تو بهتره همون گرافیک رو قوی تر و پر قدرت تر ادامه بدی.» احتمالاً توانسته‌اید،حس و حالم را در آن موقع درک کنید!
و همچنین روزی در جمع چند نفره‌ی دوستانم، یکی از آن‌ها که تخصص در گویندگی داشت و به تازگی وارد حوزه موشن گرافیک شده بود. چند نمونه از تمریناتش را به بقیه نشان داد که یکی از افراد جمع گفت: «شما بهتر بود همون گویندگی رو ادامه می‌دادین، استعداد موشن گرافیک در شما نیست.» من گفتم : «بنده‌ی خدا!! ایشون تازه اول کاره. به عنوان یک تازه کار خیلی هم خوب از پسش براومده. چرا براش نسخه میپیچی که تو استعداد این کار رو داری یا نه؟!»
متاسفانه خیلی از ما آدم ها نه تنها  آگاهی و تسلط کامل بر خواسته ها و نیازهای خود داریم!!! بلکه نیازهای بقیه را هم شناسایی می کنیم و نسخه‌هایمان را برایشان هم میپیچیم! به قول استاد ملکی فر نویسنده کتاب “معجزه‌ی چشم‌انداز” :«مردم به سادگی و همراه با نوعی اعتماد به نفسِ شبه غرور، باور دارند که خواسته‌ی واقعی خود را به‌خوبی می‌شناسند. گاه پا را از این هم فراتر گذاشته و مدعی می‌شوند که از خواسته‌های واقعی دیگران به ویژه نزدیکان خود به همان اندازه با خبرند. در مورد اغلب مردم، این ادعای بی پایه‌ای است!»

و اما گاهی اوقات پیش می‌آید که به خود می‌گوییم: «من استعداد فلان کار رو دارم یا نه؟ اصلا من براش ساخته شدم ؟ من لیاقت موفقیت رو دارم یا نه؟!! و به جای خودشناسی و خواسته‌شناسی، اجازه می‌دهیم که هر کسی در هر جنبه‌ای از زندگی‌مان نظر دهد و برای‌مان نسخه بپیچد. به اعتقاد من تنها کسی می‌تواند برای ما نسخه بپیچد که بر تمام جنبه‌ها، ابعاد، استعدادها، مهارت ها و … در مورد ما آگاه است و آن کسی نیست جز خداوند و فرستادگانش (که از خودمان نسبت به خودمان مهربان‌تر و دلسوز‌تر هم هستند.) اگر در کلام امیرالمومنین(ع) دقت کنیم می‌بینیم که آقا فرموده‌اند: «هر کس حودش را بشناسد خدای خودش را شناخته‌است.» از همین یک جمله می‌توان به اهمیت خودشناسی، خواسته شناسی، شناختن استعدادها و مهارت‌ها و صرف کردن آن‌ها در راه خدا پی برد. مطمئناً شناخت واقعی این موارد ذکر شده مسیر ما را به سمت موفقیت‌های بزرگ و کم نظیر باز می‌کند. ( در ادامه پست ها در مورد “شناخت” مطالبی خواهم آورد.)

در همین جهت مارک توین می‌گوید:« من می‌‎توانم به آدم‌ها بیاموزم که چگونه به آنچه می‌خواهند برسند؛ مشکل این است که نمی‌توانم کسی را پیدا کنم که بگوید” واقعاً ” چه می‌خواهد!»

مطمئناً تشخیص خواسته‌های واقعی کار ساده‌ای نیست. موفقیت در این زمینه، مثل هر امر دیگه‌ای دانایی‌ها و توانایی‌های خودش را می‌خواهد. درست است که برای کسب مهارت و دانایی در مورد این مساله باید زمان گذاشت و انرژی صرف کرد، اما دست روی دست گذاشتن و هیچ کاری نکردن و ساکن ماندن کاری را به پیش نمی‌برد. باید کمی سعی و خطا کرد، کمی تلاش کرد و از شکست‌ها درس گرفت آن ها را تحلیل کرد و برای بعدها از نتایج تحلیل ها استفاده کرد.

حرف آخرم این است:« رفیق! تو در هر سن و هر سطح و هر شرایطی که باشی لیاقت برترین ها رو داری. فقط کافیه اینو به خودت بقبولونی یا به قول معروف باورش کنی. مسیرت که با کسب آگاهی روزانه، هر روز بهتر و بهتر برات مشخص تر میشه. به خودت جرات بده و سعی و خطا کن، شکست خوردی، فدا سرت. اصلا به خودت باید جایزه بدی. چون جرات انجام کار رو به خودت دادی و یادگرفتی که مثلا فلان راه اشتباهه. ببین الآن یه قدم جلویی. استعدادهای طلایی تو کشف کن و درجهت آباد کردن دنیا و کشورمون ایران ازشون استفاده کن. منم به عنوان یک جوان دیگه تو راه آباد کردن کشورمون شانه به شانه همراهتم. تنها نیستی. بالاخره از یه جایی باید شروع کنیم به ساختنش.»

2 دیدگاه برای “بالاخره من لایق موفقیت هستم یا نه؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *