چرا نمیشه؟

چرا نمی‌شود؟ چرا هرکاری که می کنم به نتیجه نمی‌رسد؟

مطمئناً تا به حال در زندگیمان به چالش‌هایی برخورده‌ایم که می خواهیم آن را رفع کنیم اما تلاشمان به نتیجه نرسیده است. مثلاً خود من، بارها تصمیم گرفتم تغذیه‌ام را کنترل کنم، ورزش کنم، به سلامتی و تناسب اندامم اهمیت بدهم اما نمی‌شد! یا اینکه هر روز ۲۰ صفحه! کتاب بخوانم یا هر شب زود بخوابم و سحرخیزی را اجرا کنم اما نمی‌شد از این دست مثال‌ها بسیار است…

اما بعد از تصمیم گیری و انجام نشدنش همیشه از خودم می‌پرسم چرا طلسم آن نمی‌شکند؟ چرا وزنم کم نمی شود؟ چرا کتاب‌ها خوانده نمی‌شود؟ چرا تا نیمه شب بیدارم و ظهر از خواب بیدار می‌شوم؟
بعد از گفتگویی جان‌دار! با آقای منتور به این نتیجه رسیدم که این موضوع را می‌توان توسط چند مورد اساسی حل و رفع کرد.

مورد اول: عادت ها

به جرأت می‌توان گفت که عادت ها نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری آینده و یا حتی حال زندگی ما را دارند. بزرگترین نتایج از کوچکترین فعالیت ها به دست می آید. اگر تصمیم بگیریم روزی ۳۰ صفحه مطالعه کنیم در سال ۱۰۹۵۰ صفحه یا به عبارتی حدود ۳۶ جلد کتاب می شود… در مورد عادت ها، نحوه شکل دادن آن‌ها و حتی تغییر آن‌ها مفصلاً در نوشته‌های بعد صحبت خواهم کرد. (مطالبی که قبل از بیان کردنش آن‌ها را اجرا کردم و کماکان می‌کنم.)

مورد دوم: همت بالا و فهم یک‌دفعه‌ای

گاهی اوقات لازم است در بعضی از مسائل به یکباره تصمیم بگیریم و عمل کنیم. فقط و فقط عمل کنیم! باید از اراده‌مان خرج کنیم. به خاطر دارم در یکی از تابستان‌های ایام نوجوانی همراه با علیرضا به کلاس استخر می‌رفتیم. کلاس‌ها را که تقسیم بندی کرده‌ بودند ما شاگردهای آقای تبریزی بودیم. خیلی آدم باحالی بود. کاریزماتیک و به قولی گنگش بالا بود! 😊 برای شروع که میخواست به ما شنا یاد بدهد برخلاف بقیه که نیم ساعت نرمش می‌کردند به ما ۱۰ دقیقه نرمش داد و گفت بریم آخر استخر! کنار آب به ردیف بایستیم. بعد گفت:«بچه ها به نوبت میپرین تو آپ ازین میله هه میگیرین میاین بیرون. لازم نیست بترسین.(خودش پرید تو آب و بیرون آمد) دیدین هیچ ترسی نداره دقیقا همینطوری بپرین تمام!» بالاخره من هم دل را به دریا زدم و پریدم توی آب. از آب که بیرون آمدم گفتم:«خعععلی حاااال داد! آقا ما یه بار دیگه بپریم؟!» شیرینی غلبه به ترس به کامم نشسته بود.
حالا، این موضوعِ “تصمیم یکباره و غلبه بر ترس” را هم می‌توان به دیگر مسائل زندگی تعمیم داد مطمئنا دیدیم و یا شنیدیم افرادی که سال‌ها راه اشتباهی در پیش گرفته بودند و به یکباره تصمیم به برگشت گرفتند و چقدر هم خوب برگشتند.

مورد سوم: فهم عمیق

بعضی از مسائل هست که باید برای انجام آن و یا ترک آن به فهم عمیق رسید مثلاً سیگار کشیدن چاقی و سحرخیزی و خیلی از مسائلی که ما درگیر آنها هستیم. نکته این جاست که من می‌دانم مثلاً پرخوری و چاقی در آینده به سلامتم و بازدهی کاری‌ام آسیب می‌زند اما به فهم عمیق این مسئله نرسیده‌ام. فهم عمیق است که می تواند انگیزه لازم را برای انجام یک کار و یا ترک آن ایجاد کند. برای رسیدن به فهم عمیق را می‌توان گفتگو کرد. در گفتگوها و تبادل نظرات با اشخاص دیگر، شاید بتوانیم انگیزه‌مان و یا جواب سوال‌هایمان را بیابیم. مثلاً برای همین مسئله اضافه وزن با افراد مختلف بارها صحبت کردم و حرف‌هایی شنیدم مثل اینکه “بعدن این چاقی برات چربی و فشار و خون و مریضی میاره” یا “چاقی اندامتو بهم میریزه” یا ” دیگه لباس برات پیدا نمیشه” و … حقیقتاً این حرف‌ها مسئله من را حل نکرد و به عبارتی من را به فهم عمیق “چاقی بد است” نرساند تا اینکه با آقای منتور در این باره گفتگو جالبی داشتیم و ایشان گفتند :« من میخوام بدنم سالم باشه چون این بدن، این انرژی و این توان تنها مال من نیست من باید با سالم نگه داشتن خودم، انرژی لازم رو برای خدمت به بقیه و ساختن دور و برم نگه دارم و اونو داشته باشم.» و یا یکبار دیگر در کتاب “باشگاه پنج صبحی‌ها” نویسنده گفته بود :« برای اینکه بتوانید صبح ها زود بیدار شوید و بیشترین انرژی و سطح هوشیاری را داشته باشید باید در ابتدای روز ورزشی سنگین داشته باشید تا بازدهی تان چندین برابر شود.» این دو نکته مرا به خود مشغول کرد و برای من جذاب بود و در یافتن آن فهم عمیق به من کمک زیادی کرد. حالا شما می‌توانید در گفتگوهایتان با دیگران با دیدگاه‌های آنان آشنا شوید. شاید دیدگاه گمشده‌تان را یافتید و به فهم عمیق رسیدید. البته ناگفته نماند که باید در انتخاب فردی که می‌خواهیم با او گفتگو کنیم بسیار و بسیار و بسیار دقت داشته باشیم…

رفیق! این متنی که مطالعه کردی بخشی از کتاب “آقای هارت و پورت” بود. خوشحال میشم نظر قشنگت رو با من به اشتراک بزاری. ممنونم از چشمای قشنگت 😉

2 دیدگاه برای “چرا نمیشه؟

    • امید زاده‌هادی گفته:

      ممنونم سجادجان. همش بابت کمک های شما بوده و هست. انشالله چاپ که شد اولین نسخه ش رو همراه با یادداشت شخصی هدیه میدم به خودت 😁😇

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *